مهدويت
 
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي به پيام آشنايي بنوازد آشنارا (حافظ)
دعای عظم البلا
تقديم به ساحت مقدس مادر آقا صاحب الزمان حضرت فاطمه الزهرا سلام الله عليها

(بسم الله ارحمن الرحیم)
سایت دیلی میل تصاویر بسیار زیبایی از شهر بیت المقدس به نمایش گذاشته است و این شهر را یکی از شهر های تاریخی و زیبای جهان نامیده است.

در این تصاویر شما شاهد تصاویری از بیت المقدس هستید که تاکنون مشاهده نکرده اید.


  • منبع: جام

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 31 فروردین 1393  توسط عليرضا

(بسم الله الرحمن الرحیم)

پس از اینکه اوضاع سیاسی در سه منطقه «ایران»، «عراق» و «حجاز» آرام می شود و همه فرمان بردار امام مهدی (علیه السلام) می شوند و امام (علیه السلام) «کوفه» را به عنوان پایتخت خویش برای حرکت به سوی بقیه نقاط جهان برمی گزیند، باقی مانده های شکست خورده سپاه سفیانی در سرزمین «شام» تجمّع می کنند؛ البته در این کار، دست قدرت های بزرگ در کار است و آنها در پشت پرده اند، قدرت هایی که به دلیل جنگ جهانی ای که پیش از ظهور روی داده، ضعیف، فرسوده و بی رمق شده اند. سفیانی خطّ مقابله و سپر برای این دولت هاست، به ویژه در «فلسطین» که کانون بحران در «خاورمیانه»، پیش از ظهور است و این گردهمایی باعث ایجاد فتنه انگیزی و بحران هایی در مرزهای شمالی عراق می شود. به همین دلیل، امام مهدی (علیه السلام) لشکریانش را برای مقابله با آنها مهیّا می کند. امام مهدی (علیه السلام) در منطقه «مرج عذراء» اردو می زند و بعید به نظر نمی رسد که شورش و انقلابی مردمی در سرزمین شام، منجر به عقب نشینی و برگشت سفیانی به فلسطین شود و او همراه با سپاهیانش در آنجا تجمع کنند تا برای جنگ بزرگ فتح «قدس» آماده شوند؛ زیرا روایات می گویند که امام در مرج عذراء (1) اردو می زند و در آن حال،‌ سفیانی در «رمله» است.

 چشم انداز قیام حضرت مهدی (علیه السلام) در سرزمین شامات


امام باقر (علیه السلام) می فرمایند:
«سپس مهدی (علیه السلام) به همراه یارانش به مرج عذراء می آید. در این زمان مردم زیادی به او پیوسته اند و سفیانی در این هنگام در رمله است تا اینکه این دو سپاه به هم می رسند و آن، روزِ جای گزینی و عوض و بدل است. شماری از شیعیانی که با سفیانی بودند، به سپاه امام می پیوندند. شماری از کسانی که با آل محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) بودند، به سفیانی می پیوندند. هریک به اردوگاه خود می پیوندند و زیر پرچم های خود می روند و آن روز، روزِ عوض و بدل و جای گزینی است.» (2)
امام (علیه السلام) برای اینکه حجت بر آن لشکریان تمام شود، تلاش می کند که با آنان گفت و گو کند تا شاید برخی از آنها هدایت شوند و پایه های جبهه داخلی آنها به لرزه درآید. به همین دلیل سفیانی را دعوت به مذاکره می کند. ابن حماد می گوید:
سفیانی دعوت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را می پذیرد و با ایشان مذاکره می کند. کارها را به ایشان می سپارد و با ایشان بیعت می کند. هنگامی که سفیانی نزد یاران خود بازمی گردد، [بنی] کلب او را پشیمان می کنند و او می خواهد پیمان خود را بشکند. امام سپاه خود را برای جنگ با او آماده می کند و او را شکست می دهد و در نهایت خداوند به وسیله او روم را شکست می دهد. (3)
عبارت پایانی این حدیث، یعنی عبارت: «خداوند به وسیله او روم را شکست می دهد»، اشاره به این دارد که نیروهای روم و یهودیان و دیگران برای مقابله با موج گسترش اسلام، از سفیانی حمایت می کنند. اسلامی که از «شبه جزیره» و سرزمین «شام» آغاز شده است و آسیاب جنگ هایی وحشتناک میان دو طرف (بین مسلمانان از یک جهت و باقی مانده های لشکر کفر از روم و یهودیان و دیگر مردمان) به حرکت درمی آیند و به همین دلیل، در حدیثی که مسلم، ترمذی و احمد بن حنبل آن را از رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) روایت کرده اند، آمده است که ایشان فرمودند:
«قیامت برپا نمی شود؛ مگر اینکه مسلمانان و یهودی ها به جنگ بپردازند و مسلمانان، آنان را به قتل برسانند. (4)

خداوند متعال در «قرآن کریم» می فرماید:
«وَ قَضَیْنَا إِلَى بَنِی إِسْرَائِیلَ فِی الْکِتَابِ لَتُفْسِدُنَّ فِی الْأَرْضِ مَرَّتَیْنِ وَ لَتَعْلُنَّ عُلُوّاً کَبِیراً* فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ أُولاَهُمَا بَعَثْنَا عَلَیْکُمْ عِبَاداً لَنَا أُولِی بَأْسٍ شَدِیدٍ فَجَاسُوا خِلاَلَ الدِّیَارِ وَ کَانَ وَعْداً مَفْعُولاً* ثُمَّ رَدَدْنَا لَکُمُ الْکَرَّةَ عَلَیْهِمْ وَ أَمْدَدْنَاکُمْ بِأَمْوَالٍ وَ بَنِینَ وَ جَعَلْنَاکُمْ أَکْثَرَ نَفِیراً* إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَهَا فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ الْآخِرَةِ لِیَسُوءُوا وُجُوهَکُمْ وَ لِیَدْخُلُوا الْمَسْجِدَ کَمَا دَخَلُوهُ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ لِیُتَبِّرُوا مَا عَلَوْا تَتْبِیراً (5)؛

و در کتاب [آسمانی شان] به فرزندان اسرائیل خبر دادیم که قطعاً دو بار در زمین فساد خواهید کرد و قطعاً به سرکشی بسیار بزرگی بر خواهید خواست، پس آنگاه که وعده [تحقق] نخستین آن دو فرا رسد، بندگانی را از خود، که سخت نیرومندند، بر شما می گماریم تا میان خانه ها [یتان برای قتل و غارت شما] به جست و جو درآیند و این تهدید، تحقق یافتنی است. پس از چندی، دوباره شما را بر آنان چیره می کنیم و شما را با اموال و پسران یاری می دهیم و [تعداد] نفرات شما را بیشتر می گردانیم. اگر نیکی کنید، به خود نیکی کرده اید و اگر بدی کنید، به خود [بد نموده اید] و چون تهدید آخر فرا رسد [بیایند] تا شما را اندوهگین کنند و در معبد [تان] چنان که بار اول داخل شدند [به زور] درآیند و به هرچه دست یافتند، یکسره [آن را] نابود کنند.»
عیّاشی در تفسیر این آیه، به نقل از حمران و او از امام محمدباقر (علیه السلام) نقل کرده که او گفت: امام این آیه را قرائت فرمودند:
«بعثنا علیکم عباداً لنا اولی بأسٍ شدیدٍ»، سپس فرمودند: «او قائم و یارانش هستند که دارای قدرت زیادی هستند.» (6)
امام مهدی (علیه السلام) «قدس» را آزاد می کند، اولین قبله مسلمانان را به صاحبان حقیقی اش بازمی گرداند و زمین را پس از آنکه شاهد ظلم و ستم های زیادی بوده، پر از عدل و داد می کند. چرخ لشکر کفر و نفاق از حرکت باز نمی ایستد؛ بلکه دولت ها و حکومت های حامی سفیانی، خود را آماده می کنند تا بار دیگر به مسلمانان حمله کنند. ظاهراً حضرت عیسی (علیه السلام) پس از آزادی «قدس» ‌به زمین فرود می آید؛ زیرا روایات درباره نقش ایشان در این جنگ چیزی نگفته اند؛ بلکه بر نقش ایشان پس از این جنگ تأکید کرده و گفته اند که ایشان فرود می آیند و پشت سر مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نماز می خوانند. روایت بیان می کند که:
«در روز جمعه و هنگام برگزاری نماز، عیسی بن مریم (علیه السلام) در آن لحظه، از آسمان فرود می آید و دو لباس قرمز بر تن دارد که از سرش روغن قطره قطره می چکد و او مردی خوش منظر و سفید چهره است و بسیار به ابراهیم (علیه السلام) شباهت دارد. مهدی (علیه السلام) می آید و با ایشان مصافحه می کند و مژده پیروزی را به ایشان می دهد. در این هنگام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به او گوید: جلو بیا، ای روح خدا و برای مردم نماز بگزار و عیسی (علیه السلام) می گوید: بلکه [امام جماعت بودن] برای توست، ای فرزند رسول خدا!» (7)
مستور بن غیلان به ایشان عرض کرد: امام مردم در آن روز کیست؟ پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) جواب داد: «مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از فرزندان من است.» (8)
-------------------------------------------------------
  • پی نوشت ها :
  • 1. «مرج عذراء» روستایی در دمشق است.
    2. تفسیرالعیّاشی، ج 1، ص 66.
    3. کتاب الفتن مروزی، ص 218.
    4. مسند احمد، ج 2، ص 417.
    5. سوره اسراء (17)، آیات 4-7.
    6. تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 138.
    7. مرندی، ابوالحسن، مجمع النورین و ملتقی البحرین، ‌ص 283.
    8. بحارالانوار، ج 51، ص 80.
  • منبع مقاله :
  • شفیعی سروستانی، اسماعیل؛ (1391)، دانشستان سرزمین های درگیر در واقعه ی شریف ظهور، ج 1، تهران: موعود عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، دوم

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 31 فروردین 1393  توسط عليرضا

 

درد دل امام زمان(عج) با امام حسین(ع) ... بخون و برای غریبی مولامون گریه کن!

توضیح : بیشتر بندهای این شعر از زیارت ناحیه مقدسه که در آن امام زمان(ع) در خطاب به امام

حسین(ع) درد دل میکند و روایات دیگر که امام زمان(ع) فرموده اند گرفته شده است!

دوستان لطفا با حضور قلب بخوانید ... در آن لحظه که اشکهای گرمتان میچکد ما را هم

از دعای خیرتان بی بهره نسازید!

 

 

حسین جان مهدی ام مهدی خسته دلم از بی وفایی ها شکسته

 

حسین جان

مهدی ام مهدی خسته

دلم از بی وفایی ها شکسته

 

حسین جان

مانده ام تنهای تنها

شده کرب و بلایم کوه و صحرا

 

حسین جان

کاش من جای تو بودم

چو یارانت بُدم گِرد وجودت

 

شما گفتی ولی آنها نرفتند

مرا یاران همه ، یک یک برفتند

 

حسین جان مهدی ام مهدی خسته دلم....

 

ادامه مطلب



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 30 فروردین 1393  توسط عليرضا

http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/04/13/13910413000240_PhotoA.jpg

شخصی که مسلط به علوم غریبه بود، توانست در زمان خاصی، مکان حضور امام زمان را در بازار آهنگران شناسایی کند و پس از آن به سرعت برای دیدار ایشان راهی محل شد و مشاهده کرد که حضرت در کنار دکانی نشسته است که صاحب آن بی‌توجه به ایشان مشغول نرم کردن آهن است، اما پس از مدتی مشاهده کرد که پیرمرد صاحب دکان به امام زمان گفت: یابن رسول الله، اینجا مکان گرمی است اجازه دهید برای شما آب خنک بیاورم.

اینگونه بود که استنباط شخص سوم مبنی بر اینکه فقط خودش متوجه حضور حضرت است، غلط از آب درآمد.

پس از مدتی پیرزنی به دکان مرد آهنگر مراجعه کرد و گفت: فرزندم بیمار است و خرج مداوای او هفت درهم است، تنها دارایی من هم همین قفل است که هیچ کس در این بازار بیش از شش درهم برای آن نمی‌پردازد، به خاطر خدا آن را به قیمت هفت درهم از من بخر، مرد آهنگر با دیدن قفل بدون کلید، به پیرزن گفت که متاع او با این شرایط 10 درهم ارزش دارد و در صورت ساخته شدن کلید برای آن دوازده درهم در بازار به فروش می‌رسد، حال هر یک از این دو کار را که بخواهی، برای تو انجام می‌دهم و در برابر دیدگان متعجب پیرزن 10درهم در ازای خرید قفل به او پرداخت کرد، آن‌گاه بقیة‌الله رو به شاهد کرد و فرمود: برای پیدا کردن ما رمل نیندازید، اگر همه مثل این مرد، مسلمان باشید، ما به سراغ شما می‌آییم.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 29 فروردین 1393  توسط عليرضا

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است

بنده: خدایا! خسته ام! نمیتوانم

خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدایا خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم

خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان

بنده: خدایا سه رکعت زیاد است

خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان

بنده: خدایا امروز خیلی خسته ام آیا راه دیگری ندارد؟

خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله

بنده: خدایا من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم میپرد

خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب میکنیم

بنده اعتنایی نمیکند و میخوابد

خدا: ملائکه ی من ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است، امشب با من حرف نزده

ملائکه: خداوندا دوباره او را بیدار کردیم، اما باز خوابید

خدا: اذان صبح را میگویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نمازصحبت قضامیشود خورشید از مشرف سر بر میآورد

ملائکه: خداوندا نمیخواهی با او قهر کنی؟

خدا: او جز من کسی را ندارد... شاید توبه کند...

بنده ی من تو هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صدها خدا داری!!!



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 29 فروردین 1393  توسط عليرضا

شیطان به رسول خدا صلی الله علیه و آله گفت:

من طاقت دیدن ۶خصلت در آدم ها را ندارم!

۱- وقتی به هم می رسند سلام می کنند.

۲- با هم مصاحفه ( رو بوسی ) می کنند.

۳- برای هر کاری ان شاءالله می گویند.

۴- از گناه استغفار می کنند.

۵- ابتدای هر کاری بسم الله می گویند.

۶- تا نام حضرت محمد صلی الله علیه و آله را می شنوند صلوات می فرستند



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 29 فروردین 1393  توسط عليرضا
رسول خدا صلی الله علیه و آله:

أجمِلوا فِی طَلَبِ الدُّنیا فَإنَّ کُلًّا مَیسَرٌ لما خُلقَ لَه؛

در طلب دنیا معتدل باشید و حرص نزنید ، زیرا به هر کس هر چه قسمت اوست می رسد.

شرح فارسی شهاب الاخبار ص320

امام على علیه السلام :

حُبُّ الدُّنیا یُفسِدُ العَقلَ وَ یُصِمُّ القَلبَ عَن سَماعِ الحِكمَةِ وَ یوجِبُ اَلیمَ العِقابِ؛

 

دل بستگى به دنیا، عقل را فاسد مى ‏كند، قلب را از شنیدن حكمت ناتوان مى ‏سازد و باعث عذاب دردناك مى ‏شود.

مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ج 12 ، ص41

امام صادق علیه ‏السلام :

مَثَلُ الحَرِیصِ عَلَی الدُّنیا مَثَلُ دُودَهِ القَزِّ کُلَّما ازدَادَت مِنَ القَزِّ عَلَی نَفسِها لَفّاً کانَ أبعَدَ لَها مِنَ الخُرُوجِ حَتّی تَموتَ غَمَاً.

حکایت انسان حریص به دنیا حکایت کرم ابریشم است، که هر چه بیشتر بر خود می تند، بیرون آمدنش از پیله بعیدتر می شود تا اینکه از غم و اندوه می میرد.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 29 فروردین 1393  توسط عليرضا
به نام خدا 

هوا گرفته بود. از پنجره ی اتاقم به آسمون غم گرفته خیره شده بودم. آسمون مثل دل امام زمان عجل الله تعالی فرجه بود.

داشتم به امام زمان عجل الله تعالی فرجه فکر می کردم. داشتم به خودم و اعمالم فکر می کردم.

به شرمندگیم در مقابل حضرت، به اینکه چقدر قول و وعده و وعید الکی میدم به خودم و خودش و خیلی زود می زنم زیر همه چیز،

به این که چقدر زود بی هیچ توقعی تو جای جای زندگیم کمکشو ازم دریغ نمی کنه اما من حتی در پی یه تشکر ساده ازش برنمیام،

این که همیشه چقدر ازش توقع دارم و حتی گاهی چقدر ازش گلایه می کنم اما اون بازم مهربونیشو سرازیر زندگیم می کنه.

[ سَجیِتُکُمُ الکَرَم و عادَتُکُمُ الاحسان.] در این احوال بودم که بغضم ترکید. مثل همیشه سرمو رو پاش تصور کردم که داره پدرانه نوازشم می کنه.

گونه هام خیس شد. ازش عذر خواهی کردم بابت همه چی. بازم مثل همیشه بهش قول دادم.

نمی دونم چقدر پای قولم می مونم. کاش حداقل یه زمان چشمگیری باشه.

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 29 فروردین 1393  توسط عليرضا
یا هو...

آقا شما بیا تدارک اطعام با بسیج

پرچم زدن به دسته ی هر بام با بسیج

گرچه پر است دام ز بعد ظهورتان

منحل نمودن خطر دام با بسیج

گرچه شهید راه تو عیسی بن مریم است

آقا قبور قطعه ی گمنام با بسیج...

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 29 فروردین 1393  توسط عليرضا
(تعداد کل صفحات:11)      1   2   3   4   5   6   7   8   9   10   >