مهدويت
 
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي به پيام آشنايي بنوازد آشنارا (حافظ)
دعای عظم البلا
تقديم به ساحت مقدس مادر آقا صاحب الزمان حضرت فاطمه الزهرا سلام الله عليها

شباهت امام زمان ارواحنا له الفداء با پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم

 

http://www.mobin-group.com/image/reg/images/12122-CENTER.GIFتمام انبیاء و اولیاء الهی برای ظهور و ایجاد حکومت امام عصر ارواحنا له الفداء زمینه سازی کرده اند. اگر به حکومت امام زمان ارواحنا له الفداء که حکومت عدل الهی است به عنوان یک پازل نگاه کنیم، این پازل قطعات مختلفی دارد که هر کدام سر جای خود قرار گرفته اما هنوز کامل نشده است. یعنی تمام انبیاء خدا در این تابلو قطعه ای را سر جای خود قرار داده اند تا این قطعات کنار همدیگر قرار بگیرد و در نهایت بشریت حکومت عدل الهی را نظاره گر شوند. بنابراین هر یک از انبیاء با زحماتی که کشیدند و خون دل هایی که خوردند قطعه ای را در این پازل قرار دادند و نقش و وظیفه ای را ایفا نمودند.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 27 بهمن 1393  توسط عليرضا

اشاره:

بسیارند پژوهشگران، نویسندگان، ادیبان، شاعران، سخنوران و هنرمندانی که خاموش و گمنام اما عاشق و دلباخته عمر خود را وقف برافروختن چراغ انتظار در شبستان غیبت نموده اند . اگر چه این گروه در نزد مولا و صاحبشان شناخته شده اند، اما حیف است که جامعه مهدوی ما کسانی را که سال ها به عشق امام مهدی (ع) قلم زده اند و یا اثری را خلق نموده اند نشناسد . از این رو تصمیم گرفتم که از این پس در هر شماره موعود گفت وگویی داشته باشیم با یکی از این عزیزان . امید که مقبول حضرتش واقع شود .

نخستین گفت وگو را با حجة الاسلام والمسلمین علی اکبر مهدی پور آغاز کردیم . کسی که در سی سال گذشته آثار متعددی را در زمینه موضوع مهدویت نوشته و ترجمه کرده است . با هم این گفت وگو را می خوانیم .

لطفا مختصری درباره خودتان بفرمایید .



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 9 تیر 1393  توسط عليرضا

دليل تولد امام زمان (عليه السلام) 

به چه دليل امام زمان (عليه السلام) متولد شده اند؟

عقيده به مهدويت و منجي جهاني در اسلام امري مسلم است و در ديگر اديان هم وجود دارد; اما به چه دليل حضرت مهدي (عليه السلام) متولد شده اند، نه اين که در آخرالزمان به دنيا خواهند آمد؟

دليل عقلي و نقلي قطعي داريم بر اين که حضرت مهدي (عليه السلام) قبل از شهادت پدر بزرگوارشان امام حسن عسکري (عليه السلام)، متولد شده اند:

1 ـ دليل عقلي: با توجه به سه مطلب ذيل عقل هر انسان منصفي حکم مي کند به اين که امام زمان (عليه السلام) متولد شده و هم اکنون زنده هستند:



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 9 تیر 1393  توسط عليرضا

ازدواج امام زمان (عليه السلام)

 

مقدّمه

يكي از مباحث پيرامون شخصيّت حضرت مهدى (عج)، زندگى شخصى و خانوادگى آن حضرت است، سخن از ازدواج يا عدم آن و داشتن فرزند و مكان زندگى و وضعيّت زندگى اولاد او و كيفيّت زندگى آن حضرت از بحثهاى جذّابى است كه احياناً در اذهان بسيارى از معتقدان به او ابهاماتى وجود دارد، كه معمولا با جوابهاى ضدّ و نقيضى نيز مواجه ميشوند.

اساساً غيبت طولانى آن حضرت از نگاه زندگانى شخصى و خصوصى وى اين سؤال را بوجود ميآورد كه آيا در اين مدّت، حضرت مهدى(عليه السلام)ازدواج كرده است يا خير؟

برخى اين سؤال را به صورت اشكال مطرح كرده و ميگويند: اگر ازدواج كرده و همسر دارد، لازمهاش داشتن فرزند است، و لازمه اين نيز فاش شدن اسرار و شناسايى آن حضرت است، كه با حكمت و فلسفه غيبت منافات دارد.

و اگر ازدواج نكرده است، پس به سنّت رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و به امر شرعى مستحب عمل نكرده است، كه اينهم با مقام و شأن آن حضرت نميسازد، زيرا وى رهبر دينى مردم است و در عمل به مستحبات همچون واجبات، بايد پيشقدم باشد، و فرضِ وجود امامي كه مستحب مؤكّد شرعى را ترك كند، و در واقع عمل مكروهى را انجام دهد بسيار مشكل، و جاى استبعاد دارد.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 8 تیر 1393  توسط عليرضا
قاعده لطف و امامت امام غايب

 
           
 

آيا قاعده لطف مستفاد از احاديث و روايات اهل بيت (عليهم‌السلام )است يا از ارتباط شيعه با معتزله اين قاعده در كلام شيعه پيدا شده است؟ و نحوة تطبيق اين قاعده با وجود امام غايب با چه بياني است؟


پاسخ:از آن جا كه دربارة اصل امامت شيعه ادله زيادي به غير از قاعده لطف در دست دارد با وجود آن دلائل اگر به قاعده لطف هم تمسك شود اين كار به منظور تاييد ادله است.

اما ارتباط شيعه با معتزله كه گاهي در مقابل اشاعره به آن‌ها عدليه گفته مي‌شود بايد معلوم باشد كه معتزله ـ فرقه‌اي است از اشاعره كه بعد از شيعه پيدا شده است منشعب شده است ـ گرچه با شيعه در بعضي از عقايد و مسائل كلامي موافقت كردند ولي اين دليل بر تأثير آن‌ها در مذهب شيعه نيست بلكه به عكس اين دليل بر تأثير پذيري آن‌ها از عقايد شيعه است چون اشاعره فرقه‌اي هستند كه بعدها پيدا شده‌اند بعلاوه همان‌طور كه گفته شد عقايد شيعه همه از عقل و قرآن مجيد و احاديث اهل بيت عليهم‌السلامعترت گرفته شده است  قاعده لطف نيز از خود شيعه و برگرفته از همان مأخذ و مصادر است .



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 1 تیر 1393  توسط عليرضا

چهره پرفروغ حضرت قائم (ع )

روايـاتى در خصوص شمايل و خصوصيّات چهره حضرت قائم (عليه السلام ) و شيوه آن بزرگوار آمده

است كه در اينجا به چند نمونه اشاره مى شود:

1 ـ ((جابر جُعفى )) مى گويد: از امام باقر (عليه السلام ) شنيدم مى فرمود:

عمر بن خطّاب از اميرمؤ منان على (عليه السلام ) پرسيد:((مرا از نام مهدى (عليه السلام ) آگاه

مكن )).

حـضـرت عـلى (عـليـه السـلام ) فـرمـود:((دربـاره نـام او حـبـيـبـم رسـول خدا (صلّى اللّه عليه و آله

و سلّم ) با من عهد كرده كه نامش را براى كسى نگويم تا وقتى كه خداوند او را ظاهر كند و

برانگيزد)).

عمر گفت : از چهره او مرا آگاه كن .

امـام على (عليه السلام ) فرمود:((او (هنگام ظهور) جوانى است چهارشانه با اندام متوسّط،

خـوش صـورت و خـوش مـو، مـوهـايـش بر شانه هايش ريخته و نور درخشان صورتش بر سـيـاهـى

مـوى مـحـاسنش و بر سياهى موى سرش چيره شده (و سياهى مو تحت الشّعاع نور قرار مى

گيرد) پدرم به فداى فرزند بهترين كنيزان )).

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 31 خرداد 1393  توسط عليرضا

از آنجا که امام حسين(ع) با تمام وجود همه توانمنديها و سرمايه‏هاي خود را ايثار کرد تا اسلام را از خطر اساسي برهاند؛ آخرين حجت الهي نيز تصريح دارند که همواره به ياد ايثارگري و فداکاريهاي آن حضرت هستند و شب و روز با يادآوري مصيبتهايي که بر ايشان روا داشته شد خون گريه مي‏کنند.

در بخشي از زيارت «ناحيه مقدسه» در اين باره مي‏خوانيم: ...اگر روزگار وقت زندگي مرا از تو [اي حسين(ع)] به تأخير انداخت و ياري و نصرت تو در کربلا در روز عاشورا نصيب من نشد، اينک من هر آينه صبح و شام به ياد مصيبتهاي تو ندبه مي‏کنم و به جاي اشک بر تو خون گريه مي‏کنم...



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ شنبه 31 خرداد 1393  توسط عليرضا

خوشا آنان که رخسار تو بينند

سـخن با تو کنند، با تو نشينند

کنـــار بوسـتان وصـلت آيند

ز گــــلزار جمالت گل بچينند

فوائد وجود امام غایب (عج)،ویژه ها،راهی به سوی نوراز زماني كه سخن از غيبت حجّت خدا از زبان پيامبر مطرح شد، اين سؤال نيز ذهن انسان را به خود مشغول كرد كه؛

•در صورت غيبت، فلسفه وجودي امام چه خواهد بود؟.

•امام چه نقش و تأثيري در زندگي انسان خواهد گذاشت؟.

•آدمي چگونه از امام غايب نفع مي‌برد و از او كسب فيض مي‌كند؟.

وجود مقدس پيامبر(ص) در پاسخ به سؤال جابر بن عبدالله انصاري درباره انتفاع انسان ها از امام غايب فرمود: « ... اَيْ و َالَّذي بَعَثَني بِالنُّبُوَّيِ اِنَّهُمْ يَسْتَضيئونَ بِنورِهِ وَ يَنتَفِعونَ بِوِلايَتِهِ في غَيْبَتِهِ كَانْتِفاعِ النّاسِ بِالشَّمْسِ وَ اِنْ تُجَلِّلُها سَحابٌ»؛ آري! قسم به خدايي كه مرا به نبوت برگزيد! به درستي كه آنان طلب روشنايي مي‌كنند به نور او و در دوران غيبت‌اش به ولايت او نفع مي‌برند، مانند انتفاع مردم از خورشيد، هر چند ابر آن را پوشانده باشد.[1]

مثل اين تشبيه، از خود حضرت ولي عصر- ارواحنا فداه- نيز بيان شده است: « ... وَ اَمّا وَجْهُ الاِنْتِفاعِ بِي فِي غَيْبَتي فَكَالاِنْتِفاعِ بِالشَّمْسِ اِذا غَيَّبَتْها عَنِ الاَبْصارِ السَّحابُ»؛ اما كيفيت انتفاع از من در غيبتم، مانند انتفاع از خورشيد است، زماني كه ابر، آن را از ديدگان پنهان مي‌كند.[2]

در تشبيه حضرت به خورشيد پشت ابر وجوهي از شباهت برشمرده شده ¬است، از جمله اين که؛

1- هنگامي که خورشيد پشت ابر است، همه انتظار دارند، از پشت ابر بيرون آمده، با تابش خود بر همه طراوت بخشد. در مورد مهدي(عج) هم اين چنين است. همه انتظار ظهور او را مي¬کشند و اميد دارند که روزي با شعاع وجودش به همه طراوت و شادابي را هديه کنند.

2- همان طوري که خورشيد پشت ابر را هيچ کس نبايد منکر شود؛ چون شعاع و نور او دهر و ديار را روشن کرده است؛ خورشيد وجود امام نيز با اين که پشت ابر غيبت است ولي تفضّلات و فيوضات آن بر انسآن هاي بصير پوشيده نيست.

3- ابر، فقط قرص خورشيد را از ديده پنهان مي¬کند، ولي نوردهي خورشيد و فوايد آن را براي جانداران نمي¬تواند مانع شود، غيبت امام نيز فقط حضور او را در پهنه و عرصه سياست و اجتماع مانع است، امّا فيض¬رساني او را به خلايق و دستگيري او از درماندگان و بي¬چاره¬ها نمي¬تواند مانع شود. چه بسا کساني با توسلاتشان از فيض وجود امام بهره¬ها ببرند و برده¬اند.

4- مهم¬ترين و برجسته¬ترين شباهت امام به خورشيد پشت ابر، اين است که، همان طوري که ابر يک مانع موقت است و هرگز نمي¬تواند دائمي باشد، غيبت امام نيز موقّت بوده و ظهور او قطعي است. روزي فرا مي¬رسد که امام از غيبت به در آمده و خورشيد وجودش طالع خواهد گشت.

5- همان طوري که زوال ابر از جلو خورشيد نيازمند وجود وزش باد است تا ابرها را کنار زده خورشيد چهره بنمايد، ظهور امام و طلعت وجود او نيازمند زمينه¬سازي و بسترسازي است. يعني اگر بادهاي حوادث ما را وادار به بسترسازي براي ظهور نکند و ما اقدامي در جهت برپايي ظهور از خود نشان ندهيم امام ظهور نخواهد کرد چنان ¬چه تا حال ظهور نکرده است.

فايده امام غايب چيست؟.

آيا غيبت مضرّ به منافع امام نيست؟.

امامي که دست مردم از دامن او کوتاه است چه فايده¬اي دارد؟.

•غرض اصلي از خلقت امام، هدايت و رهبري مردم نيست که اگر اين محقّق نشد امام فاقد فايده شود، بلکه هدف از خلقت اين موجودات اشرف اين است که آنان واسطه فيض¬اند. غايت حقّيقي خلقت آنان اين است که وسايط در فيضند و تعليم و هدايت مردم و استکمال نوع بشر، هدف عارضي است که از قرار گرفتن آن بزرگواران در بين مردم حاصل مي¬شود. بر اين اساس فرقي ندارد که امام ظاهر باشد و يا مستور.

•فوايد امام منحصر و محصور در ديدن او نيست. امام فوايد زيادي را بدون ديدن او مي¬تواند نصيب جامعه ديني نمايد، معرفت امام، تصديق به وجود امام و اعتراف به خلافت الهي او فوايد کثيري را متوجّه مؤمنان مي¬کند و فايده، منحصر به مشاهده او نيست.

•يکي از فوايد وجود امام غايب، «هدايت باطني دل¬هاي مستعد» است. اين نوع هدايت احتياج به حضور امام ندارد و لازم نيست امام را ملاقات کنيم، بلکه با غيبت امام نيز امکان¬پذير است.

اگرچه حضور شخصي امام(ع) در بين مردم سبب مي¬شود که مسلمانان از برکات بيشتر و گسترده¬تري بهره¬مند شوند؛ چنين نيست که امام غايب هيچ فايده و ثمره¬اي براي امت اسلام نداشته باشد، چنان که در احاديث متعددي درباره حکمت و فايده وجود امام در دوران غيبت، فوايد گوناگوني آمده است که به برخي اشاره مي¬شود.  آثاري كه بر اصل وجود امام در عالم هستي مترتب مي‌شود(چه امام ظاهر باشد و چه غايب).

آثاري كه بر افعال امام مترتب مي‌شود؛ چه امام ظاهر باشد و چه غايب.

اول:

آن دسته از سنت¬هاي الهي که از کانال وجودي امام جاري مي¬شود، همان چيزي است که آن را فوايد وجود امام نام مي¬نهيم؛ که از اين قرار است:

•الف: بقا و استمرار خلقت و اصل برپايي عالم به سبب وجود مبارک امام و حجت الهي است:«لَوْ بَقِيَتِ الاَرْضُ يَوْماً بِغَيْرِ اِمامٍ لَساخَتْ.»[3]

•ب: بقا و قوام دين، به سبب وجود مبارک امام و حجت الهي است. رسول گرامي اسلام(ص) فرمودند:«لا يَزالُ هـ'ذا الدّينُ قائِماً حَتّي' يَکونَ عَلَيْکُمْ اِثْنا عَشَرَ خَليفَةً.»[4]

•ج: امام واسطه فيض الهي به بشريت است. از آن جايي که بشر و موجودات به صورت عموم توان و قدرت دريافت فيوضات الهي را به صورت مستقيم ندارد، لذا به واسطه نيازمند است و اين واسطه بايد کساني باشد که از يک طرف با موجودات و بشر ارتباط داشته باشد و از طرف ديگر مقرب درگاه الهي باشد تا بتواند اين واسطه¬گري را انجام دهد. از آن جا که امام انسان کامل است و خليفه خدا در زمين است، اين توان و قدرت را دارد که اين نقش واسطه¬گري را ايفا نمايد.

•د: وجود امام باعث رفع عذاب الهي ازاهل زمين مي¬شود، به عبارت ديگر وجود امام امان اهل ارض است. روايت معروفي از وجود مقدس پيامبر صادر شده كه «جَعَلَ اللهُ النُّجومَ اَماناً لاَهْلِ السَّماءِ وَ جَعَلَ اَهْلَ بَيْتي اَماناً لاَهْلِ الاَرْضِ»؛ خداوند ستارگان را براي اهل آسمان امان قرار داد و اهل بيتم را براي اهل زمين امان قرار داد.[4]

به نظر مي‌آيد مراد از بلا عذاب‌هايي باشد كه به خاطر اعمال ناشايست انسان ها بايد نازل مي‌شد، ولي به جهت آن که وجود مقدس حجت خدا در ميان مردم است، عذاب دفع مي‌شود.

بنابراين يكي از آثار وجودي امام، دفع بلا است. البته از روايات استفاده مي‌شود دايره دفع بلا، براي سه گروه بوده و داراي وسعت و ضيق است: دفع بلا از اهل زمين؛ دفع بلا از امت اسلام؛ دفع بلا از شيعه و نزديكان.

دوم:

دسته دوم از فوايد وجود امام حاصل رفتارها و عمل¬کرد امام است. در اعتقاد شيعه، امام چه حاضر در اجتماع باشد و يا در پرده غيب به سر برد، غافل از مردم و جداي از امت نيست؛ بلکه علي¬رغم ناشناخته بودن چهره به عنوان حجت، در ميان مردم حاضر است و به حکم امامت وظايف الهي خود را انجام مي¬دهد.

1- عظيم¬ترين فايده امام در اين بُعد همان مسأله هدايت¬گري امام است. اين مسؤوليت از لوازم امامت است که در زمان تمام ائمه از اهميت ويژه¬اي برخوردار بوده و هرگز متوقف نشده است و لازمه انجام آن نيز شناخت چهره امام و ارتباط مستقيم با او نبوده و نمي¬باشد. همان گونه که هر مادري به حکم محبت¬ها و مجموعه فداکاري¬هاي که براي فرزندانش انجام مي¬دهد، مادر ناميده مي¬شود و معناي مادري در همان رفتارها نهفته است؛ به طوري که بدون آن مجموعه، سِمَت مادري بي¬معناست، صفت هادي بودن براي امام نيز به همين گونه است يعني اگر امام سمت هدايت¬گري نداشته باشد امامت معناي خود را از دست مي¬دهد.

2- رفع گرفتاري¬ها و مشکلات جامعه بشري: در سيره ائمه گذشته، همواره امام را درکنار مردم، به عنوان ياور و حامي¬شان در سختي¬ها و مشکلات و مصايب مي¬بينيم. اداي دين قرض¬داران، شفاي بيماران و رفع نيازهاي نيازمندان ... همه را امام به حکم امامت انجام مي¬داده است و تحقّق اين امور هيچ گاه مشروط به شناخته شدن حجّت الهي نبوده است.

حکايت:

در زمان علامه حلّي، يکي از مخالفين از اهل سنت، کتابي در ردِّ مذهب شيعه نوشته بود و در مجالس عمومي و خصوصي خويش، از آن بهره گرفته و افراد زيادي را نسبت به طريقه اماميه بدبين و گمراه مي¬نمود؛ از طرفي کتاب را هم در اختيار کسي نمي¬گذاشت تا نکند در اختيار علماي شيعه قرار بگيرد و جوابي عليه آن بنويسند. علامه حلّي با آن همه عظمت و جلال علمي، به دنبال وسيله¬اي براي به دست آوردن آن کتاب، به مجلس درس آن مخالف مي¬رود و براي حفظ ظاهر، خود را شاگرد او مي¬خواند و بعد از مدتي به واسطه رابطه استادي و شاگردي، تقاضاي دريافت آن کتاب را مي¬نمايد. آن شخص در يک حالت عاطفي قرار مي¬گيرد و چون نمي¬تواند دست رد بر سينه او بزند لذا مي¬گويد: من نذر کردم که کتاب را جز يک شب به کسي واگذار نکنم؛ علامه به ناچار مي¬پذيرد و همان شب را غنيمت مي¬شمرد. آن شب علامه با يک دنيا شعف، به رونويسي آن کتاب قطور مي¬پردازد؛ امّا همين که شب به نيمه مي¬رسد خواب او را فرامي¬گيرد و در همين هنگام، ميهمان جليل¬القدري داخل اتاق او مي¬شود و با او هم صحبت مي¬شود. پس از مدتي مي¬فرمايد: علامه تو بخواب و نوشتن را به من واگذار؛ علامه بي چون و چرا اطاعت مي¬کند و به خواب عميقي فرو مي¬رود؛ وقتي از خواب برمي¬خيزد از ميهمان نوراني¬اش اثري نمي¬بيند. به سراغ نوشته مي¬رود و کتاب را مي¬بيند که به صورت تمام و کمال نوشته شده و در پايان آن چنين نقشي به عنوان امضا مشاهده مي¬شود: کَتَبَهُ الْحُجَّةُ؛ حجّت خدا آن را نگاشت.

3- دعاي امام براي عموم: طبق روايات متعدد اعمال انسان دائماً به حجت الهي عرضه مي¬شود و امام به حکم مسؤوليتش نسبت به اين اعمال نگران است لذا دست به دعا برمي¬دارد و براي عاقبت به خيري صاحبان اعمال و درخواست عفو و بخشش دعا مي¬کند و از خداوند براي جبران غفلت و نقص¬هايي که دامن¬گير اعمال است، طلب کمال دارد. علي(ع) مي¬فرمايد:«هيچ مؤمني نيست که اندوهگين شود مگر اين که ما به جهت او اندوهگين مي¬شويم و دعايي نکند مگر اين که براي او آمين مي¬گوييم و ساکت نماند مگر اين که براي او دعا مي¬کنيم.»

4- علت غايي جهان: امام زمان مصداق انسان كامل بوده و علت غايي فعل خداوند در آفرينش جهان است. در هر دستگاهي، برترين محصول هدف اصلي آن مي¬باشد. هدف اصلي عالم هستي نيز محصول ارجمندي به نام انسان کامل است که اگر او نبود اساس خلقت آغاز نمي¬شد.

5- حفظ اصول و اساس دين: امام براي اين که دين از اساس خود به انحراف کشيده نشود وظيفه دارد در مواردي اگر چنين مشکلي پيش آمد اقدام نموده، دين را از انحراف و اضمحلال نجات بخشد.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 خرداد 1393  توسط عليرضا

گفتم؛ که روي خوبت، از من چرا نهان است؟!.

گفتا؛ تو خود حجابي، ورنه رخم عيان است.

گفتم؛ که از که پرسم، جانا نشان کويت؟!.

گفتا؛ نشان چه پرسي، آن ¬کوي بي¬نشان است.

نام ها و لقب های حضرت مهدی (عج)،ویژه ها،راهی به سوی نورمرحوم نورى در بيان اسماء شريفه امام مهدي(عج)، با استناد به آيات، روايات، كتب آسمانى پيشين، تعبيرات راويان و تاريخ¬نگاران، تعداد 182اسم و لقب براى حضرت مهدي(عج) ذكر مي¬كند، از آن جمله است:

•محمّد،

•احمد،

•عبدالله،

•محمود،

•مهدى،

•برهان،

•حجّت،

•حامد،

•داعى،

•شريد،

•صاحب،

•غائب،

•قائم،

•خلف صالح،

•منتظر و ... .

كنيه هاى آن حضرت عبارتند از:

•ابوالقاسم- هم¬ كنيه پيامبر(ص) - ،

•ابوعبدالله،

•اباصالح.

مرحوم نورى ابو ابراهيم، ابوالحسن و ابوتراب را نيز از كنيه¬هاى ايشان شمرده است.

در اين¬جا پاره¬اى عناوين و صفات كه در ضمن زيارت¬هاى مختلفه و ادعيه مربوط به حضرت مهدي(عج) مورد تصريح قرار گرفته است، اشاره مي شود. با اين اميد كه دقّت و تأمّل در آن ها، ما را با شؤون مختلفه آن بزرگوار آشنا ساخته و مقاماتى را كه غالباً از لسان معصومين، در ضمن اين دعاها و زيارت¬ها براى امام دوازدهم بر شمرده شده، براي ما روشن¬تر شود.

براي امام مهدي(عج) بيش از 300لقب ذکر شده که هر يک بر بُعد خاصي از شخصيت و ويژگي‏هاي اخلاقي و روحي آن حضرت دلالت دارد. از جمله آن هاست:

•مهدي،

•منصور،

•قائم،

•حجت‏الله،

•صاحب‏الامر،

•خلف صالح،

•بقية‏الله،

•منتقم،

•موعود،

•خاتم‏الاوصيا،

•داعي،

•باسط،

•ثائر،

•صاحب ‏الزّمان،

•ولي‏الله،

•خليفة ‏الرّحمان،

•برهان،

•سيّد و

•منتظر.

قابل ذكر اين كه، تمام اين عناوين و اوصاف به طور خاص در مورد حضرت مهدي(عج) وارد گرديده، اگرچه بسيارى از آن ها در مورد ساير امامان بزرگوار اسلام نيز مي¬تواند مصداق داشته باشد.

1- مهدي:

يکي از مشهورترين نام‏هاي حضرت است.

امام باقر(ع) درباره دليل نام‏گذاري آن حضرت به اين اسم، مي‏فرمايد: « ... قائم آل محمّد(عج) را به اين دليل، مهدي مي‏نامند که او، مردم را به آن دسته از اموري که برايشان پوشيده است، هدايت خواهد کرد.»

حضرت صادق(ع) نيز در اين باره مي‏فرمايد: « ... به آن حضرت، مهدي گفته‏اند؛ زيرا او مردم را به امري که آن را گم کرده‏اند، هدايت مي‏کند.»

2- قائم:

يکي از القاب حضرت مهدي(عج) است.

امام رضا(ع) در تبيين دليل اين نام‏گذاري، مي‏فرمايد: « ... حضرت صاحب الامر(عج) را قائم ناميده‏اند، چون او، به حقّ، قيام خواهد کرد.»

شيخ صدوق در کمال ‏الدّين نقل مي‏کند که «صقر بن دلف» گفت: روزي از حضرت امام محمّد تقي(ع) پرسيدم: يابن رسول الله، چرا فرزند امام عسکري(ع) را قائم ناميدند؟!. آن حضرت فرمود: « ... براي اين که او اصل امامت را پس از فراموش شدن و روي¬گرداني بيش تر مردم از آن، دوباره مطرح خواهد ساخت.»

3- منتَظَر:

از امام جواد(ع) روايت شده است که حضرت مهدي(عج) را منتظَر مي‏نامند چون دوران غيبت وي، بسيار طولاني خواهد بود. مخلصان امت با وجود طولاني شدن اين دوره، ظهور او را انتظار خواهند کشيد، ولي شک¬کنندگان، دچار ترديد خواهند شد و او را انکار خواهند کرد.

مرحوم آيت¬الله سيد محمّد باقر مجتهد سيستاني پدر آيت ¬الله ¬العظمي سيد علي سيستاني براي آن که به محضر امام مهدي(عج) شرفياب شود، چهل جمعه هر هفته در مسجدي از مساجد قم، ختم زيارت عاشورا آغاز مي¬کند.

ايشان مي¬فرمايد: در يکي از جمعه¬هاي آخر، ناگهان شعاع نوري را مشاهده کردم که از خانه هاي نزديک آن مسجدي که من در آن مشغول به زيارت عاشورا بودم، مي¬تابيد؛ حال عجيبي به من دست داد، از جاي برخاستم و به دنبال آن نور رفتم؛ در زدم، وقتي در را باز کردند، مشاهده کردم حضرت ولي عصر(عج) در يک از اتاق¬هاي آن خانه تشريف دارند و در آن اتاق جنازه¬اي مشاهده کردم که پارچه¬اي سفيد به روي آن کشيده بودند؛ وقتي من وارد شدم و اشک¬ريزان سلام کردم، حضرت به من فرمود: چرا اين گونه دنبال من مي¬گردي و رنج¬ها را متحمّل مي¬شوي؟!. مثل اين سيّد باشيد(اشاره به آن جنازه فرمود)، تا من دنبال شما بيايم. بعد فرمود: اين بانويي است که در دوران بي¬حجابي(رضاخان) هفت سال از خانه بيرون نيامد تا مبادا نامحرم او را ببيند.[1]

4- حجه ¬الله:

در دسته‏اي از روايت‏ها و دعاها، امام(عج) را حُجّت يا حجّه ¬‏الله ناميده‏اند. درباره دليل اين نام‏گذاري، نظرهاي گوناگوني بيان شده است. از جمله گفته‏اند: خداوند تبارک و تعالي به وسيله آن حضرت بر بندگانش، اتمام حجّت مي‏کند و به همه پرسش‏ها و شبهه‏هاي آنان پاسخ مي‏دهد. به گونه‏اي که در سرپيچي از حقّ، براي هيچ کس، به آن هاي باقي نخواهد ماند.

برخي نيز گفته‏اند: امام زمان(ع) حجه ¬الله است؛ به اين معني که حکومت الهي بر همه خلايق، به دست آن حضرت تحقّق خواهد يافت.

5- صاحب الامر:

امام مهدي(عج) را صاحب¬الامر نيز مي‏نامند؛ زيرا آن حضرت، رهبر و پيشوايي است که خداوند تبارک و تعالي، پيروي از ايشان را بر همه بندگان خود، واجب دانسته است. از جمله در قرآن کريم مي‏فرمايد:«اي کساني که ايمان آورده‏ايد، از خدا و پيامبرش و صاحبان امر، پيروي کنيد.»

6- خلف صالح:

يکي ديگر از القاب امام مهدي(عج)، خلف صالح است که اين تعبير در سخنان ائمه اطهار(ع) بيش تر به چشم مي‏خورد.

امام صادق(ع) در اين باره مي‏فرمايد:«خلف صالح از فرزندان من است. مهديِ اين امّت اوست. نامش محمّد و کنيه‏اش، ابوالقاسم است که در آخر الزّمان، قيام خواهد کرد.»

مراد از خلف، جانشين است. آن حضرت را خلف صالح مي‏گويند؛ زيرا جانشين همه انبيا و اوصياي پيشين است و همه علوم، حالت‏ها و ويژگي‏هاي آنان را در خود گرد آورده است.

7- بقيّة‏ الله:

از جمله لقب‏هاي امام زمان(ع)، بقيّة‏الله است. درباره ناميده شدن آن حضرت به اين لقب، ديدگاه‏هاي گوناگون، مطرح شده است؛

براي مثال، گفته‏اند: اين تعبير، واژه‏اي جامع و کامل است که شخصيت و عظمت آن حضرت را بيان مي‏کند؛ زيرا آن حضرت، وارث آدم و يادگار کسي است که ملائکه بر او سجده کردند و همه موجودات در برابر او سر تسليم فرود آوردند.

هم¬چنين گفته‏اند چون آن حضرت قيام کنند، به کعبه تکيه مي‏دهند و نخستين آيه‏اي که به زبان جاري خواهند ساخت، اين است: اگر مؤمن باشيد، بقيّة ‏الله براي شما از هر چيز ديگر، بهتر است. آن گاه خواهد فرمود: « ... منم بقية ‏الله و حجّت الهي و خليفه او براي شما».

از آن پس، هر کس که به ايشان سلام کند، از عبارت « اَلسَّلامُ عَلَيْکَ يا بَقِيَّةَ ‏اللهِ في اَرْضِهِ» استفاده مي‏کند.

8- منتقم:

«منتقِم» از ديگر لقب‏هاي حضرت مهدي(عج) است. حضرت رسول اکرم(ص) در اين‏باره فرمود: « ... از جمله اوصاف مهدي آل محمّد اين است که انتقام مظلومان را از ستم‏گران خواهد گرفت. افزون بر اين، خود امام مهدي(عج) به احمد بن اسحاق نوشت: « ... من از دشمنان خداوند، انتقام خواهم گرفت.»

9- وارث:

در بعضي دعاها و سخنان ائمه(ع)، از حضرت مهدي(عج) با عنوان وارث ياد شده است. پيامبر اکرم(ص) در خطبه غديريه مي‏فرمايد:«آن حضرت، وارث علوم، کمالات، مقامات و منزلت‏هاي همه انبيا و اوصيا و پدران بزرگوارش خواهد بود.» به عبارت ديگر، همه آن چه انبيا و اوصيا داشته‏اند، او يک جا خواهد داشت.

10- موعود:

 موعود يکي از نام‏هاي مشهور آن حضرت است که تقريباً در همه اديان آسماني به آن معروف است. امام سجاد(ع) در تفسير آيه " ... وَ ما تُوعَدُون"، دليل اين نام‏گذاري را چنين بيان مي‏فرمايد: « ... مقصود، قيام قائم آل ¬محمّد(عج) است که وعده ظهور او به همه پيامبران و امت‏هاي گذشته داده شده است.»

بنابراين، در زيارت آن حضرت آمده است: سلام بر آن مهدي که خداوند وعده داده است که به واسطه او بين همه مردم، وحدت و يکپارچگي ايجاد کند.

11- خاتم الاوصيا:

از جمله لقب‏هاي حضرت مهدي(عج)، خاتم‏الاوصياست؛ زيرا آن حضرت، آخرين وصي پيامبراکرم(ص) و آخرين امام معصومند که با ظهور خود، نظام عدل اسلامي را در سرتاسر جهان، حاکميت خواهند بخشيد. از خدمت‏گزار امام عسکري(ع)نقل شده است که وقتي به حضور حضرت مهدي(عج) رسيدم، آن حضرت خود را با اين تعبيرها به من معرفي کردند:«منم خاتم الاوصيا که خداوند تبارک و تعالي به واسطه من، بلاها و فتنه‏ها را از خاندان و شيعيانم، برطرف خواهد ساخت.»

12- داعي:

در يکي از زيارت‏ها با تعبير «داعِيَ الله» از امام مهدي(عج) ياد شده است: اَلسَّلامُ عَلَيْکَ يا داعِيَ الله. درباره دليل اين نام‏گذاري نقل شده است که آن حضرت از جانب خداوند متعال مأموريت دارند تا مردم را به سوي پروردگارشان فرا خوانند.

13- باسط:

يکي از لقب‏هاي امام مهدي(عج) باسط است. باسط يعني کسي که نعمت و برکات را گسترده مي‏سازد. در زمان حکومت آن حضرت داد در همه جا گسترده خواهد شد. همه مخلوقات در سايه عدالت آن بزرگوار به آرامش و آسايش دست مي‏يابند و از نعمت‏هاي الهي بهره‏مند خواهند شد. هم چنين احکام حيات‏بخش اسلام در سرتاسر عالم مورد توجه قرار گرفته، زمينه تشکيل حکومت واحد جهاني بر اساس قوانين الهي فراهم خواهد آمد و ... .

14- تمام:

يکي از لقب‏هاي آن حضرت «تمام» است. امام مهدي(عج) را از آن جهت لقب تمام داده‏اند که آن حضرت در کمالات اخلاقي، سجاياي انساني، شرافت نسب و خاندان، شوکت و عظمت، رأفت و محبّت و قدرت و سلطنت تام و بي‏عيب است و احدي از انبيا و اوليا به آن حدّ دست نيافته‏اند و توفيقي که امام زمان(ع) در اجراي احکام الهي پيدا کرده هيچ يک از پيامبران و اوصيا پيدا نکرده است.

15- ناطق:

يکي از لقب‏هاي معروف امام مهدي(عج) لقب «ناطق» است. در زيارت عاشورا آمده است: « ... وَ اَنْ يَرْزُقَني طَلَبَ ثَارِکُمْ مَعَ اِمامٍ هُديً ظاهِرٍ ناطِقٍ»؛ از خداوند متعال درخواست مي‏کنم که توفيق انتقام گرفتن از دشمنان شما را به همراه امام و راهنماي ناطق روزي‏ام کند. لقب ناطق را رسول‏خدا(ص) به حضرت مهدي(عج) دادند و در حديثي در معرفي تک‏تک ائمه اطهار:، بيان فرمودند. اين لقب از آن رو به امام عصر(عج) داده شده است که ائمه قبلي بر اثر تسلط دشمنان، بسياري از امور و اسرار را نمي‏توانستند بيان کنند؛ چون خطرهاي فراواني اساس اسلام را تهديد مي‏کرد. اما حضرت مهدي(عج) وقتي ظهور کنند از چنان قدرت و عظمتي برخوردار خواهند بود که تمام طاغوت‏ها را سرکوب کرده، همه علوم و معارف را بدون هيچ‏گونه نگراني بيان، و حکم خداوند را جاري مي‏فرمايند.

16- نور آل محمّد:

«نور آل محمّد» از لقب‏هاي حضرت مهدي(عج) است که ريشه قرآني دارد. توضيح آن که هر چند نام امام زمان(ع) در قرآن کريم ذکر نشده است ولي در روايات مربوط به تفسير آيات، در موارد متعدد برخي از آيات به اعمال و ويژگي‏هاي آن‏حضرت تفسير يا تأويل يا تطبيق شده است؛ به عنوان مثال آياتي چون " ... وَالله مُتِمُّ نورِهِ(خدا نور خودش را کامل خواهد ساخت) يا " ... اَشْرَقَتِ الاَرْضُ بِنورِ رَبِّها(زمين به نور پروردگارش روشن مي‏گردد) و " ... َهْدِي الله بِنورِهِ مَنْ يَشاءُ(خداوند هر کس را که بخواهد با نور خودش هدايت مي‏کند) به ولايت حضرت قائم(عج) و ظهور و ارشادات آن حضرت تفسير شده است.

و القابي چون:

•وجه¬الله:

مظهر جمال و جلال خدا، سمت و سوى الهى كه اولياى حقّ رو به او دارند.

•باب¬الله:

دروازه همه معارف الهى، درى كه خدا جويان براى ورود به ساحت قدس الهى، قصدش مي¬كنند.

•نورالله:

نور خاموشى¬ناپذير خدا، ظاهر كننده همه معارف و حقّايق توحيدى، مايه هدايت ره¬جويان.

•سلالة النّبوّة:

فرزند نبوّت، باقيمانده نسل پيامبران.

•عين الحيوة:

چشمه زندگى، منبع حيات حقّيقى.

•صاحب الزّمان:

اختيار دارِ زمانه، فرمانده كل هستى به اذن حقّ.

•ناموس العصر:

نگهدارنده زمان، كيان هستى دوران.

•نظام الدين:

نظام بخش دين.

•يعسوب المتقين:

پيشواى متقين.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 خرداد 1393  توسط عليرضا
پرسش
اسم من مهدی است، ولی نمی دانم تلفّظ دقیقش مَهدی است یا مِهدی. شنیدم یکی از اینها یعنی هدایت کننده و یکی هدایت شده فکر می کنم هدایت شده مخصوص صاحب الزمان باشد و احساس می کنم، اگر غلط تلفظ کنم دچار خطا می شوم. لطفا راهنمایی کنید.
پاسخ اجمالی

واژه «مَهدیّ» (به فتح میم) در لغت، اسم مفعول از ریشه «هَدَی یَهدِی» به معنای هدایت شده، که در اصل، «مَهْدُوی» بوده، و با تغییری که در آن صورت گرفته «مَهدِیّ» شده است.و اسم فاعل از این ریشه «هادی» به معنای هدایت کننده است. بنابراین، واژه «مِهدیّ» (به کسر میم) که استعمال آن در میان برخی مردم رایج است صحیح نیست؛ زیرا در لغت عرب چنین وزنی برای این ریشه ثبت نشده است.

ناگفته نماند که نام «مَهدی» برای صاحب الزمان (عج)، با توجّه به روایات و مقام امامت آن حضرت، به معنای اسم فاعل، یعنی، «هدایت کننده» مردم نیز می آید؛ مانند این که از امام باقر (ع) سؤال شد که آیا شما مَهدى هستید؟ آن حضرت فرمود: همه ما [اهل بیت] به سوى خدا هدایت مى‏کنیم.

به هر حال (چه اسم فاعل باشد و چه اسم مفعول)، تلفّظ صحیح، «مَهدی» (به فتح میم) است.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 28 خرداد 1393  توسط عليرضا
(تعداد کل صفحات:3)      1   2   3