مهدويت
 
همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي به پيام آشنايي بنوازد آشنارا (حافظ)
دعای عظم البلا
تقديم به ساحت مقدس مادر آقا صاحب الزمان حضرت فاطمه الزهرا سلام الله عليها

موعود عصر از نشانه ای بزرگ خبر می دهد

امام علی

برخی محققان بیانات رسیده از حضرت صاحب عجل الله تعالی فرجه را موضوع بندی کرده اند.(1) یکی از موضوعاتی که در این زمینه مورد توجه قرار گرفته است، تعابیری است که حضرت در وصف پدران گرانقدر خویش و معصومان علیهم السلام و به ویژه امیرمومنان علیه السلام داشته اند. در ادعیه رسیده از حضرت مهدی علیه السلام ایشان مولای متقیان علی علیه السلام را "آیت کبری" و "نبأ عظیم" نامیده اند.


حضرت مهدی علیه السلام در دعایی که برای اعیاد اربعه از ایشان نقل شده است درباره حضرت علی علیه السلام می فرماید:

« ...كَانَ بَعْدَهُ هُدًى مِنَ الضَّلَالِ وَ نُوراً مِنَ الْعَمَى وَ حَبْلَ اللَّهِ الْمَتِینِ وَ صِرَاطَهُ الْمُسْتَقِیمَ لَا یُسْبَقُ بِقَرَابَةٍ فِی رَحِمٍ وَ لَا بِسَابِقَةٍ فِی دِینٍ وَ لَا یُلْحَقُ فِی مَنْقَبَةٍ مِنْ مَنَاقِبِهِ یَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِمَا وَ آلِهِمَا [صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ‏] ... » (2)



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ یک شنبه 15 شهریور 1394  توسط عليرضا

 

مهدویت، و مدعیان دروغین بی خرد!

ظهور

اندیشه مهدویت، از زمان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و امامان معصوم(علیهم السلام) تا به الان، در جامعه اسلام، راسخ و استوار بوده است. این واقعیت به گونه ای مشهور است که هیچ کس نمی تواند منکر آن بشود. متأسفانه این مسأله در طول تاریخ، دچار آسیب هایی از جمله مدعیان دروغین گشته است. همین مسأله باعث شده تا روشنفکران وهابی و غیر وهابی، اصل مهدویت و اعتقاد به مهدی موعود، را زیر سۆال ببرند.


البته این مدعیان دروغین با اهداف خاصی به وجود آمده اند، که طبق نظر علمای امامیه به هیچ عنوان، هیچ کدام مورد قبول نیستند. در طول تاریخ مدعیان دروغین ادعاهای متفاوتی داشته اند. مانند: ادعای امامت به گونه ای که خود را "مهدی موعود" معرفی کرده اند. یا ادعای "نیابت خاصه"، بدین ترتیب که خود را از نواب خاصه حضرت معرفی نموده اند. و یا حتی به جایی رسیده اند که ادعای الوهیت نموده اند. و هر کدام به اندازه ادعایشان، مریدانی به دست آورده اند. این افراد از سادگی و جهل مردم استفاده کردند و برای خود مناصب الهی و دینی تعریف نموده اند.

اعتقاد به حضرت مهدی(عجل الله فرجه)، یعنی اعتقاد به کسی که زمینِ پر از جور و ستم و ظلم را، پر از عدل و داد و مساوات می نماید. این اعتقاد در کتب دینی، روایات وارده از اهل بیت(علیهم السلام) و آیات قرآن آمده است و حتی به آن اشارات صریحی نیز شده است. به همین دلیل عده ای در طول تاریخ اسلام، ادعای مهدویت کرده اند یا نسبت مهدویت به کسی داده اند. این افراد در متون اسلامی، به مدعیان دروغین مهدویت معروف هستند.(1)



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 13 شهریور 1394  توسط عليرضا

رشد قارچی مدعیان دروغین مهدویت

 


ادعای کذب نیابت در عصر غیبت صغری به اوج خود رسید. ریشه این واقعه را می توان چنین عنوان کرد که در این عصر جماعت شیعه ناچار به مراجعه نزد وکلا بودند و ...


مهدویت

جریان های مدعی نبوت، امامت و معنویت در طول قرن ها زندگی انسان های بسیاری را به خود مشغول ساخته و آنها را یا از مسیر حق و حقیقت خارج ساخته اند یا حتی در موارد متعدد به ورطه هلاک انداخته اند.

رشد قارچ گونه عرفان های مجازی و معنویت های فانتزی

در سال های اخیر، رواج عرفان های مجازی و معنویت های فانتزی و گسترش طریقت های منهای شریعت رشد نگران کننده ای یافته است و این روند، مختص به ایران و یا کشورهای اسلامی نیست بلکه در مغرب زمین نیز، رونق گرفته است؛ چرا که معنویت، گمشده دنیای معاصر است.

واقعیتی به نام خلأ معنویت به رغم احساس شدید تشنگی انسان معاصر به حقایق ماورای طبیعت، همدستی قدرت های سیاست پیشه را برای بهره برداری از این خلأ باز می گذارد و هم تشبث به سرابی را برای این انسان حیران توجیه می کند. نسل تشنه معنویت، عطش خود را با سراب های عرفان نما فرو می نشاند.

مدعیان دروغین که ادعای کرامات داشتند؛ مدعیانی که ادعای وکالت و نیابت خاصه امام زمان(علیه السلام) را داشته اند؛ افرادی که ادعای دیدار و ارتباط با امام زمان(عج) را داشته اند؛ مدعیانی که خود را امام زمان(علیه السلام) دانسته اند؛ مدعیان دروغین که ادعای نبوت و پیامبری داشته اند و افرادی که ادعای خدایی و الوهیت دارند.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 13 شهریور 1394  توسط عليرضا

مدعیان دروغین مهدویت در تاریخ

مهدویت

 


سابقه ی مهدویّت در اسلام به عصر نبوّت برمی گردد. از همان عصر نبوّت به دنبال روایات متواتر نبوی درباره ی مهدی امّت، وعدة ظهور ـ پس از غیبت ـ نجات بخشی و عدل گستری جهانی او و اینكه از نسل پیامبر(ص) و هم نام و هم كنیة او خواهد بود، مسلمانان با مسئلة مهدویّت آشنا بودند و این، یك باور عمومی بود و نوعی انتظار برای تحقّق این پیش گویی نبوی در جامعه وجود داشت.


پس از رحلت رسول خدا(ص)، وعده ی ظهور مهدی موعود(عج) توسط ائمة معصومان(علیهم السلام) نیز استمرار یافت و مورد تأكید و تبیین بیشتر قرار گرفت و محدّثان فریقین، این احادیث را سینه به سینه و نسل به نسل منتقل كردند؛ بدین گونه در عصر ائمه(علیهم السلام) هم به صورت امری مسلّم و مورد پذیرش عمومی درآمد.

نگاهی به تاریخ اسلام نشان می دهد كه در طول زمان افرادی جاه طلب و سودجو ادّعای مهدویّت كرده اند، یا گروهی از عوام، افرادی را مهدی پنداشته اند، این پندار دقیقاً از همین جا ناشی شده كه موضوع مهدویّت و اعتقاد به ظهور یك منجی غیبی، در میان مسلمانان امری مسلّم و مورد قبول بوده است و چون نام یا برخی از نشانه های آن حضرت با مشخّصات برخی از مدّعیان یاد شده، تطبیق می كرده، آنان از این موضوع سوءاستفاده كرده، خود را مهدی قلمداد می كردند. گاهی خود آنان ادّعایی نداشته اند؛ امّا برخی از عوام النّاس از روی نادانی یا شدّت ستم و بیدادگری حكومت ها، یا عجله ای كه در ظهور مهدی داشته اند، یا به علل دیگری بدون آنكه در مجموع نشانه های حضرت و انطباق آنها با مدّعیان مهدویّت دقّت كنند، به اشتباه، آنان را مهدی موعود تصوّر می كردند. به عنوان مثال، گروهی از مسلمانان، محمّدبن حنفیّه را چون هم نام و هم كنیه یپیامبر(ص) بوده، مهدی پنداشته و بر این باور بوده اند كه او نمرده، غایب است و بعداً ظاهر می شود و بر دنیا مسلّط می گردد.(1)

البتّه مدّعیان مهدویّت، چه در گذشته و چه در عصر حاضر، به طور عمده دو دسته بوده اند:

1. كسانی كه صرفاً مدّعی مقامات معنوی و كشف و كرامت بودند و با عوام فریبی و مرید بازی دنبال شهرت مذهبی و امیال فاسد دیگر بودند؛ 2. داعیه داران سیاسی كه برای رسیدن به قدرت، یا كسب اعتبار و قدرت بیشتر، از مهدویّت به عنوان ابزار سیاسی استفاده می كردند.

در این جا تنها گروه دوم مورد بحث است.

گفتنی است كه به نظر می رسد كلمة مهدی طیّ قرن اوّل و دوم هجری به تدریج نوعی تحوّل مفهومی پیدا كرد و سپس با مهدی موعود و منتظر انطباق یافت و طبق احادیث، مصداق معیّنی پیدا كرد؛ امّا به گفتة لغت شناسان در اصل به معنای شخصی است كه خدا او را به راه حق هدایت كرده است و در تاریخ سیاسی اسلام به این معنا به جای اسماء به كار رفته و از نام های پر كاربرد درآمده است و كسی كه رسول خدا(ص) بشارت داده كه در آخرالزّمان می آید، مهدی نامیده شده است.(2)



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 13 شهریور 1394  توسط عليرضا

مدعیان دروغین!!

امام زمان

بر ما لازم است كه امام زمان (علیه السلام) را از چند جهت شناسایى كنیم، هم شناسنامه اى و هم اعتقادى و قلبى. در واقع انسان باید آن قدر قدرت تشخیص داشته باشد تا بتواند امام مهدى (علیه السلام) را، از مهدى نمایان تمییز دهد، چون، بدیهى است كه در هر زمان، برخى عناصر فرصت طلب، از موضوع مهدویّت سوء استفاده مى كنند.

 


چه راه هایى براى شناختن مهدى نمایان وجود دارد؟

اعتقاد به مهدویّت، از زمان پیامبر (صلى الله علیه وآله) رواج داشته و تقریباً بعد از واقعه ى كربلا و شهادت امام حسین (علیه السلام) ادّعاى مهدویّت نیز آغاز شد و برخى از مردم بعد از وفات محمّد حنیفه، او را مهدى دانستند و بعدها نیز عدّه اى خود را مهدى نامیدند و ادّعاى مهدویت كرده اند.

براى این كه ما مهدى نمایان را تشخیص دهیم، لازم است شناخت كامل از امام زمان (علیه السلام) داشته باشیم.

در روایات ما آمده است كه زراره بن اعین از امام صادق (علیه السلام) سۆال كرد: «در زمان، غیبت امام زمان (علیه السلام) امام را چگونه از امامان بدلى تشخیص دهیم؟»

امام (علیه السلام) فرمود: «این دعا را یاد بگیرد و تكرار كن: (اللهم عَرِّفنی نفسك فإنَّك إنْ لم تعرفنی نَفسَك لَم أعرف نبیك. اَللهم! عرّفْنی رسولك فإنّك إنْ لمْ تعرفْنی رسولك لم أعْرِفْ حجتَك. اللهم! عرّفْنی حجتك فإنّك إنْ لمْ تُعَرِّفْنی حجتك ضَلَلْتُ عَن دینی.) (كمال الدین و إتمام النعمة، ج 2، ص 342. خدایا! خودت را به من بشناسان كه اگر تو، خودت را به من نشناسانى، پیامبرت را نمى شناسم. خدایا پیامبرت را به من بشناسان كه اگر پیامبرت را نشناسانى، حجّت تو را نخواهم شناخت. خدایا! حجّت و امام زمان را به من بشناسان كه اگر امامت را نشناسانى، در دینم گمراه خواهم شد.)

بنابراین، بر ما لازم است كه امام زمان (علیه السلام) را از چند جهت شناسایى كنیم، هم شناسنامه اى و هم اعتقادى و قلبى.

روایات ما، به همه ى این ها اشاره كرده اند و فرموده اند: «امام زمان (علیه السلام) از بنى هاشم و از اولاد فاطمه (علیه السلام) و از سلاله ى سیدالشهداء امام حسین (علیه السلام) و نام پدرش حسن و خودش همنام پیامبر (صلى الله علیه وآله) و.... است، و بعد هم خصوصیات شخصى و جسمى امام دوازدهم (علیه السلام) را بیان فرموده اند و گفته اند: او، شبیه ترین مردم به پیامبر (صلى الله علیه وآله) است; پیشانى حضرت فراخ و سفید و تابان و اثر سجده در آن آشكار است; ابروهاى حضرت، به هم پیوسته است; چشم حضرت، سیاه و سرمه گون است; در طرف راست صورت، خالى وجود دارد; (منتهى الآمال، ص 289) هنگام ظهور، با شمشیر قیام مى كند; از ایشان، كرامت هاى بى شمارى ظهور مى كند. براى ظهور نیز علائمى حتمى و غیرحتمى بیان كرده اند، نداى آسمانى، خروج سفیانى، خروج خراسانى، قتل نَفْسِ زكیّه، فرو رفتن لشكر سفیانى در بیابانى ما بین مكه و مدینه و... از جمله ى آن علائم است.



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 13 شهریور 1394  توسط عليرضا

وقتی مدعیان دروغین مهدویت رسوا می شوند

مهدویت

در مقاله قبل دو دلیل از ادله اثبات مقام امامت، را بازگو کردیم. در این مقال ما در پی بیان کردن دیگر ادله برآمدیم، تا إنشاالله کوته نظران و جاهلان را نسبت به مقام امامت حضرت مهدی (عجل الله فرجه) آگاه نماییم.


 

حقیقتی مانند روز روشن

محمد ابن عثمان عمری گفت: از پدرم شنیدم که از امام حسن عسگری(علیه السلام) سۆالی شد و من هم نزد ایشان بودم، سۆال درباره روایتی بود که از پدران امام حسن عسگری(علیه السلام) نقل شده است:

«هر آینه زمین تا روز قیامت از حجت خدا خالی نمی باشد و هر کس بمیرد در حالی که امام زمان خودش را نشناخته باشد، مرگ او همانند مرگ افراد زمان جاهلیت است.»

امام فرمود: این مطلب مانند روز، حقیقت و روشن است.

سۆال شد: ای فرزند رسول خدا! امام و حجت پس از شما کیست؟

فرمود: فرزندم محمد(علیه السلام)، او امام و حجت بعد از من است، و هر کس بمیرد و او را نشناسد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. آگاه باشید او غیبتی دارد، که نادانان در آن دچار سرگردانی شوند و باطل جویان در آن هلاک گردند و کسانی که برای ظهورش وقت معین نمایند، دروغ می گویند. او سپس ظهور می کند و گویا پرچم های سفیدی که بالای سر او در نجف(پشت کوفه) تکان می خورند، را می بیند.(1)

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ جمعه 13 شهریور 1394  توسط عليرضا

از قیام مظلومانه حسینی تا غیبت غریبانه مهدوی

امام حسین

سالار شهیدان حضرت امام حسین (علیه السلام) در آن شبی که از مدینه خارج می شدند به زیارت قبر جدشان رسول الله(صلی الله علیه و آله) رفتند و عرض کردند: «درود بر تو ای رسول خدا! من حسین، فرزند فاطمه... هستم و نوه تو که مرا در میان امت خود به جای نهادی، .... گواه باش که این مردم دست از یاری من برداشتند و مرا ضایع کردند و از من نگهبانی نکردند و این است شکوه من نزد تو تا تو را دیدار کنم.»[1]


امام حسین(علیه السلام) به اراده و خواست خود از مدینه بیرون نرفت. حرکت شبانه ایشان در اواخر ماه رجب به همراه خانواده در شرایطی بود که بر اثر اصرار یزید در بیعت گرفتن از ایشان جان مبارکشان در خطر بود. این نوشتار در پی آن است که به مشابهت موقعیتی که امام حسین(علیه السلام) درگیر آن شدند با شرایطی که حضرت مهدی(علیه السلام) را ناگزیر از غیبت کرد اشاره کند.

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 10 شهریور 1394  توسط عليرضا

 

ابوالقاسم، سومین سفیر یار مهربان

نائبان خاص حضرت مهدی (عج) در عصر غیبت (٣)

«ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی»

 

غائب امام مۆمنین کو فیض کیونکر پہنچا سکتے ہیں؟

سومین سفیر خاصّ از سفیران چهارگانه ی حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف, محدث, فقیه و متکلم شیعی ایرانی, حسین بن روح نوبختی است. وی در میان شیعیان بغداد از شهرت ویژه ای برخوردار بود و یکی از افراد مورد اطمینان و اعتماد محمد بن عثمان عمری به شمار می رفت. وی در دربار عباسی در زمان حیات نایب دوم, نفوذ فوق العاده ای داشت و از ناحیه برخی مقامات دولتی کمک های مالی به ایشان می رسید. [1] او در بین سالهای 305-326 ق به مدت بیست و یک سال به عنوان نائب امام زمان عجل الله فرجه الشریف واسطه بین امام و شیعیان بود؛ که این دوران مصادف با دو خلیفه عباسی به نام «مقتدر و راضی» بود. محمد بن عثمان در سال آخر عمر با برکش بسیار پیر و ناتوان شده بود؛ به طوری که در دو سال آخر زندگیشان (سالهای 304 و 305 ق), گرفتن اموال شیعیان را به حسین بن روح واگذار کرده بود. [2]



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 5 شهریور 1394  توسط عليرضا

ابوجعفر، دومین سفیر یار مهربان 

نائبان خاص حضرت مهدی (عج) در عصر غیبت (2)

 

 

«محمد بن عثمان بن سعید عَمری»

نائب دوم

نام وی «محمد بن عثمان», کنیه اش «ابا جعفر» است.[1] محمد بن عثمان نایب دوم حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف در غیبت صغری بود, نیابت ایشان مصادف با ایام خلافت معتمد عباسی, معتضد عباسی, مکتفی عباسی, و ده سال از خلافت مقتدر عباسی مصادف شد و در حدود چهل سال مقام والای نیابت خاصه را به عهده داشت. [2] ایشان با نص امام حسن عسگری علیه السلام و نص عثمان بن سعید به امر حضرت ولی عصر عجل الله فرجه الشریف پس از درگذشت پدرش به مقام والای نیابت امام زمان عجل الله فرجه الشریف نایل آمدند. [3]

 



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 5 شهریور 1394  توسط عليرضا

ابوعمرو، اولین سفیر یار مهربان

نائبان خاص حضرت مهدی در عصر غیبت (1)

 

«ابوعمرو عثمان بن سعید عمری»

نائب

نام وی «عثمان بن سعید», کنیه اش «ابو عمرو» و لقبش «العمری», «سمان», «اسدی», «عسگری» می باشد. [1] وی از قریه عسکر سامره بوده است. علت ملقب شدن او به «سمان» این بود که به خاطر داشتن منصب نیابتی که از جانب امام زمان عجل الله فرجه الشریف داشت, روغن فروشی می کرد. روش وی چنین بود که شیعیان اموالی را که برای امام حسن عسگری علیه السلام می آوردند, به وی می دادند و او از ترس, آنها را میان خیک روغن پنهان می نمود و بدین گونه به خانه امام می رساند. [2]



ادامه مطلب

، 
 
نوشته شده در تاريخ پنج شنبه 5 شهریور 1394  توسط عليرضا
(تعداد کل صفحات:3)      1   2   3